Iran-Tourism Statistics

صفحه نخست دانستنیها نامداران هولتسر
 
Ad Advertisement

هولتسر چاپ پست الكترونيكي
( 0 - user rating )
دانستنیها - نامداران ایران و جهان
سه شنبه, 18 دی 1386 ساعت 14:58

ارنست هولتسر Ernst Holtzer كه اواخر سال 1863 از لندن و از راه برلن – پترزبورگ – استاراخان و تهران به اصفهان آمده و قريب بيست سال زندگي خود را دراين شهر گذرانده است .

او نه مستشرق است نه ايران شناس،‌ نه نويسنده و مسافر و سياح و نه سياستمدار كه خواسته باشد به تحقيقات علمي بپردازد و درفن ويژه اي مطالعه كند و دراشاعه ي مرام و مذهب و سياستي بكوشد يا آنكه بقصد آگاهي رئيسان و بالاتران خودگزارشي از چگونگي اوضاع ايران بدهد. " هولتسر " يك تلگرافچي متوسط الحال از شهركوچكي در آلمان بود كه بشغل خود وارد بود و كارشناس فن خود بشمار مي‌رفت كه ظاهراٌ يا براثر اتفاق و يا بعلت ارتباطات تجاري كه كسان و همكاران او با دستگاه‌هاي بازرگاني و يا سياسي و نظامي انگليس داشتند ماموريت يافت تا در تلگرافخانه‌ي اصفهان كار كند.
در اين دوران، ارتباط تلگرافي بين لندن و هندوستان براي دولت انگليس يك مسئله‌ي حياتي بود و كشيدن سيم تلگراف، ‌پس از گذشتن از سرزمين وسيع تزارها فقط از راه ايران ميسر مي گرديد.
درسال 1857 شورش عظيم هند شرقي آغاز شد و رساندن خبري ازلندن به دهلي دو سه ماه طول مي‌كشيد و ازهمين جهت ايجاد وسايل سريع ارتباط كه دراروپا داشت متداول مي‌شد،‌ براي انگلستان يك امر فوري و فوتي بشمار مي‌رفت.
از اين گذشته، پس از تصرف هرات توسط قواي ايران و جنگ ايران و انگليس درسال 1857 كه به اشغال جزيره‌ي خارك و لشگركشي به بوشهر و محمره منتهي شد،‌ دولت امپراطوري انگليس، ‌سياست جهانگيري ظالمانه‌ را، پس از انعقاد قرارداد پاريس، به سياست نفوذ مسالمت آميز مبدل كرد و به فكرايجاد پايگاه‌هاي اقتصادي درايران افتاد و كسب امتيازات متعدد، وسيله‌ي اعمال اين روش جديد بود.
از همين يادداشت‌ها برمي‌آيد كه نفوذ علماي روحاني، روز بروز، رو به افزايش مي‌رفت و همين‌ها بودند كه مخالفين روشنگري و پيشرفت فني و صنعتي و علمي را تشويق مي‌كردند و فتنه‌ها برمي‌انگيختند.
حكام در ايالات و ولايات، فعال مايشاء بودند و حتي حق داشتند حكم قتل صادر كنند. قسمت عمده‌ي درآمد كشور صرف خوشگذارني شاه و درباريان مي‌شد. بنابراين هر امتيازي كه سودي براي اين گروه همراه مي‌آورد و درآمدي نصيب آنها مي‌كرد، قابل تصويب بشمار مي‌رفت و چه‌بسا، همين رجال قاجار، امتيازي كسب مي‌كردند و آنها را به بيگانگان وامي‌گذاردند. البته هدف عمده اين بود كه پولي بدست آيد تا صرف عيش و نوش شود.
نخستين مظهر اين سياست، كوشش انگليس‌ها براي بدست‌آوردن سيم تلگراف درايران بوده است. در سال 1862 يك هيئت نظامي انگليسي به ايران آمد و مذاكره درباره‌ي سيم‌كشي بين خانقين، تهران و بوشهر با دولت ايران شروع شد و بعداٌ قراردادي منعقد ‌گرديد كه طبق آن كار سيم‌كشي توسط نظاميان انگليسي و به خرج دولت ايران انجام گيرد. اداره‌ي سيم‌ها نيز، براي مدت پنج سال به افسران انگليسي واگذار شد. سال 1866 سيم تلگراف ايران، به قفقاز متصل شد و درسال 1867، خط ديگري بين تهران و لندن كشيدند كه در12 ژانويه 1870 قابل بهره برداري گرديد. مي‌دانيم كه تلگرافخانه‌ها در طول و عرض كشور چه اهميتي براي سياست استعماري انگليس داشت. دستگاه‌هاي تلگراف بمنزله‌ي گوش و چشم شاه بودند و رئيسان تلگرافخانه‌ها، در شهرها و در طول راه‌ها، فقط اخباري را به تهران و به رجال ايران مخابره مي‌كردند كه با سياست دولت انگليس توافق‌ داشت. آنها مشير و مشار سران كشور در تمام ولايات بودند. به آنها حقوق برون مرزي تعلق مي‌گرفت، تا بدان پايه كه مجرمين در كنار آنها پناه مي‌جستند و مأموران ايراني حق دخول درمحوطه‌ي تلگرافخانه‌ها را نداشتند. تلگرافخانه‌هاي انگليس، محل امني براي ياغيان و اشرار شده بودند. اين وضع ادامه داشت تا سال 1930 كه دولت ايران، تمام تأسيسات را تحويل گرفت.
با كسب امتياز سيم‌كشي، راه براي اخذ امتيازات ديگر توسط بيگانگان، بخصوص دو دولت روس و انگليس و بالاخص هنگام زمامداري ميرزاحسين خان سپهسالار باز شد و اوج آن، قرارداد با رويتر درسال 1872 بود كه اگرچه اجرا نگرديد، اما اثرات آن با تأسيس بانك شاهنشاهي درسال 1889، كليه‌ي منابع اقتصادي و مراكز سياسي را در اختيار و تحت نفوذ عوامل بيگانه درآورد.
بنابراين، بيست سالي كه " هولتسر " درايران گذرانده، ‌دوران آغاز زوال حكومت قاجار است. دوراني كه نفوذ بيگانگان " بطور مسالمت آميز " و بدون جنگ رو به فزوني رفته و درنتيجه‌، فساد و بيحالي و زبوني و تمكين از اجانب، چرخ‌هاي كشور را از كار بازداشته است. " هولتسر " در مقدمه اشاره مي‌كند كه علت اساسي نوشتن اين يادداشت‌ها همين است كه:
" . . . . . . . از چند سال باينطرف بسياري عوامل بيگانه كه اغلب به سبك اروپايي دارند دراين كشور نفوذ مي‌كنند. عمارات كهن،‌ عادات و آداب ( حتي طرز لباس پوشيدن ) تدريجاٌ از بين مي‌روند، ‌بطوريكه تا چند سال ديگر بسياري از آنچه را كه شاردن Chardin و تاورنيه Tavernier بوصف آورده‌اند، ‌پيدا نتوان كرد . . . " بهمين دليل با دردست داشتن كتاب‌هايي بقلم شاردن و تاورنيه و پوللاك Pollak، يادداشت‌هايي درباره‌ي اصفهان نوشته است.
چه كسي نمي‌داند كه ظل السلطان اصراداشت آثارتاريخي ايران را كه باني‌شان رجال قاجار نبودند ،‌ نابود سازد ؟ . . . . مطلبي كه، فراهم آورنده‌ي اين يادداشت‌ها نيز بدان اشاره كرده است.
"‌ هولتسر " به حوادث تاريخي و سياسي اشاره‌اي نكرده، يادي از قرارداد " رويتر در سال 1872 نمي‌كند. ظاهراٌ ازجنگ‌هاي اروپا و حتي تأسيس دولت آلمان در ورساي، و يا قحطي سال 1872-1871 خبري ندارد و اين، بي توجهي ناظر براين واقعيت است كه به اهميت و عواقب اين وقايع پي نبرده و تنها بكار خود مي‌پرداخته و محيط خود را مطالعه مي‌كرده است. "‌ هولتسر " آدمي است كه فقط درفن خودش كارشناس است. معلومات او درباره‌ي تاريخ و فرهنگ ايران، بحدي محدود است كه براي مردم تربيت شده‌ي قرن ما شگفت انگيز بنظر مي‌آيد. مثلاٌ علي‌بن‌ابي‌طالب را پيغمبر مسلمانان مي‌داند و ازگذشته‌ي باستاني ايران همين قدرخبر دارد كه : " . . . . كتاب‌هاي گبرها را ائمه، موقع هجوم به ايران آتش زدند و حال آنكه درهمان زمان راولينسن Sir Henry Rawlinson، به كشف خطوط ميخي كوه بيستون مي‌پرداخت و ترجمه‌ي اوستا به زبان فرانسه، توسط انكتيل دوپرون Anquetil Deperron، دراروپا غوغائي برپا كرده بود و موافق و مخالف به جان يكديگر افتاده بودند و دانشمندي هم‌نژاد "‌ هولتسر "، به اسم اشپيگل Spiegle، در سالهاي 1852 تا 1863 اوستا را در سه جلد به زبان آلماني ترجمه و منتشر كرده بود.
معهذا، كوشش و تلاش اين مرد براي تفحص درتاريخ دوران انحطاط قاجار و تحقيق دراوضاع اقتصادي و اجتماعي و دانش عوام در آخرين دهه‌هاي قرن نوزدهم ميلادي را كه هم دريادداشت‌هايش وصدبار بيشتر در عكسهائي كه از طرز زندگي و كار اصفهانيان و مشاغلشان و تجارتشان و كشاورزيشان و فرهنگشان باقي گذاشته، بسيار ارزشمند است.
"‌ هولتسر "، شرحي نسبتاٌ مفصل درباره‌ي كاسب‌كار و پيشه‌ور اصفهان، مانند: برنج كوب، ‌آسيابان، آجرپز، ‌كاشيار، نانوا، سقا، پنبه زن، ‌روغن‌كش ،‌كشاورز، بازرگانان، علما و مأموران دولتي مي‌آورد كه برخي از آنها براي ما تازگي دارد.
بسياري از آداب و رسومي كه امروز ديگر متداول نيست دراين يادداشت‌ها ثبت شده. شرح مراسم عروسي و عزا كه خود ناظر آنها بوده، نكاتي دربردارد كه با مطالعه رسوم بخش‌هاي ديگر، محقق را به نتايج مهمي مي‌رساند. اطلاعات او درباره‌ي صنايع و آمار صنعتي، راه گشا در جهت مطالعه درعلل افول صنعت ايران پس از ورود اجناس اروپائي بوده است .
زراعت پنبه و تنباكو و ترياك،‌ بخشي از يادداشت‌هاي اورا تشكيل مي‌دهد. "‌ هولتسر " هم تأييد مي‌كند كه زراعت ترياك را دو تاجر هندي به ايران آوردند. و استعمال ترياك درآن زمان رواج نداشته است.‌ زوال صنعت قالي بافي او را به حيرت مي‌اندازد و تأسف مي‌خورد از اينكه چشمه‌هاي علاج بخش آبهاي معدني درگذشته، با سنگهاي مرمر زيبا محصور و مسقف بودند و اكنون همه ويرانند .
"‌ هولتسر " بدون اينكه بخواهد يادداشت‌هاي خود جنبه‌ي ضد انگليسي بدهد، به نكاتي اشاره مي‌كند كه مي‌رساند به‌ چه طريق،‌ بيگانگان، زير پرچم مسيحيت، در امور داخلي ايران دخالت مي‌كردند و به حيثيت مردم صدمه مي‌زدند. انگليس‌ها و حتي نمايندگان بازرگانان آنها،‌حمايت از يهوديان و زرتشتي‌ها را دست‌آويزي براي اعمال نفوذ در كار ايرانيان ساخته بودند. همه جا "‌ هولتسر " از استعداد مردم اصفهان براي آموختن صنايع صحبت مي‌دارد، بخصوص هنگامي كه وضع مكتب خانه‌ها را شرح مي‌دهد كه بچه‌ها درگروه‌هاي بيست تا پنجاه نفري دراطاق‌هاي خراب، بدون كتاب و به چه زحمتي درس مي‌خوانند و تأسف مي‌خورد كه تعليم و تربيت در مدرسه جدي گرفته نمي‌شود و چنين نتيجه مي‌گيرد : " خيلي كارها مي‌شد كرد . " (محمد عاصمی)

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo::pirate::?::(
:sleep::););)):0
 

جستجو در سایت

کاربران آنلاین

در حال حاضر 94 میهمان آنلاین می باشند
کليه حقوق اين سايت متعلق به شرکت مديريت سرمايه گذاري آرمان مي باشد.

تلفن: 88325284-021، 88325285-021، 88821615-021و 88810770-021 . فکس: 88845621-021