|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نوروز، جشن باززايي طبيعت و مرگ فرتوتهاست |
|
|

|
اخبار -
اخبار ميراث فرهنگي
|
|
پنجشنبه, 24 اسفند 1385 ساعت 11:42 |
|
نوروز، جشن باززايي طبيعت است و مرگ فرتوتها و كهنگيها، رستاخيز مردگان و اميد به باروري از عناصر اوليه اين جشن بزرگ محسوب ميشوند.پنجك، پنجه دزديده، پنجه مقدس، پنجي، اندرگاه، بهيژك و خمسه مسترقه هم از اسامي مختلف پنج روز آخر سال هستند. از پنجك، پنجه دزديده، پنجه مقدس، پنجي، اندرگاه، بهيژك و خمسه مسترقه، از اسامي مختلف پنج روز آخر سال هستند. وقتي به تقويم دوران باستان رجوع ميكنيم، در مييابيم كه سال مصري، بين النهريني و ايراني 360 روزه است. اين 360 روز يا تداعي كننده 360=72*5 است يا 360=30*12 اين كه اين اعداد از كجا آمدهاند، به تقدس و اهميت آنها در دوران باستان مربوط ميشود.
عدد 12 به تعداد صورتهاي فلكي شناخته شده در آن زمان و همچنين سيستم شمارشي دوازده دوازدهي ربط دارد. عدد 72 در مصر و بين النهرين عدد زمين شمرده ميشد، نمود اين عدد را در داستان ازيريس و همچنين در تعداد ياران امام حسين ميتوان تشخيص داد. عدد پنج هم عدد انسان است و عالم بشري را تداعي ميكند. حال كه تعداد روزهاي سال 360 روز بوده، براي اينكه آن را به 365 روز، يعني تعداد روزهاي يك سال كامل برسانند ، پنج روز را به آخر سال اضافه كردند. اين پنج روز كه خارج از سال 12 ماهه منظور ميشد، در بسياري از تمدنها و فرهنگها، نقش خاصي دارد و ضمن اينكه مراسم ويژهاي براي آن اجرا ميشده، استورههايي براي هستي و چيستي آن هم وجود دارد. ما از آن ميان، به استوره "تولد ازيريس" و گاهنبار "همس پت ميديم" ميپردازيم.
تولد ازيريس: "نات" الهه آسمان و همسر "رع" خداي خورشيد بود. اما "نات" به "رع" خيانت ميكند و از "سب"يا همان"گب"،خداي زمين بار ميگيرد. "رع" كه از اين موضوع با خبر شده، "نات" را نفرين ميكند تا نتواند در هيچ ماه و سالي فرزندش را به دنيا بياورد.اما الهه معشوق ديگري هم به نام "توت" يا همان "هرمس" يوناني داشت. "توت" به "نات" قول داد كه مشكلش را رفع كند."توت" ماه را وادار كرد تا با او نرد بازي كنند و در حين بازي، آخرين جزء هر روز (هفتاد و دومين جزء هر روز) را از او برد. (هر روز برابر بود با: 72*20=24 ساعت.و يك جزء از روز برابر بود با 20 دقيقه) "توت" با جمع كردن 20 دقيقهها در طول يك سال 360 روزه، پنج روز كامل درست كرد و به سال مصري آن را افزود.اين پنج روز كه خارج از سال مصري بود، مشمول نفرين "رع" نبود. و"نات" در اين زمان فرزندخود ،ازيريس را به دنيا ميآورد. همس پت ميديم: زرتشتيان شش گاهنبار دارند. هر كدام از اين گاهنبار ها كه از جشنهاي اصلي زرتشتيان محسوب ميشوند، شامل پنج روز هستند. همس پت ميديم، ششمين و آخرين گاهنبار و مصادف با پنج روز پاياني سال است. اين واژه به معناي برابري روز و شب و در استوره شناسي در برگيرنده مفهوم آفريده شدن انسان و پايان مرحله آفرينش است. براي درك بهتر آيينها، مراسم، باورها و اعتقاداتي كه مربوط به پنجه مقدس ميشوند، از چندآْيين باستاني ياد مي كنيم.
آيين شاه كشي: به زعم استوره شناساني همچون "فريزر" در بسياري از تمدنها وقتي آثار ضعف و پيري در شاه آشكار ميشد، تا جايي كه قادر به شكار كردن نبود، او را از مقام شاهي بركنار مي كردند يا ميكشتند. زيرا اعتقاد بر اين بود كه اگر شاه پير و ضعيف و بيمار شود، قدرت الوهيي كه در او به وديعه گذاشته شده، نيز فرتوت و ناكارآمد مي شود. بنابراين پيش از اينكه خودش با ضعف و پيري مستولي شده بر او، بميرد، او را ميكشتند تا آن قدرت الهي قبل از ناكارآمد شدن و تباهي به جانشينش انتقال يابد. بعدها اين آيين شاه كشي به صورتهاي ديگر در فلسفه اعتقادي مردم به حيات خود ادامه داد. به طوريكه نمونههاي اين نگرش را در فرهنگ ايراني "مير نوروزي" ،"كوسه برنشين" و "حاجي فيروز"(خواجه پيروز) هم ميبينيم. اين موضوع بي ارتباط به سلب مقام پادشاهي از شاه بيمار و ناتوان در دوران باستاني ايران نيست.حتي تا آنجا كه ميدانيم شاه ايراني براي اثبات توانايي جسمي، هر ساله به شكار و مخصوصا شكار شير ميرفته تا بتواند حكومت و سلطنت خود بر مردم را تاييد و تاكيد كند. جشنهاي كرونياي يوناني و ساتورنالياي رومي هم از جمله مراسمي هستند كه ميتوان ريشه آنها را به آيين شاه كشي پيوند داد.
خدايان شهيد شونده: مفهوم خدايان شهيد شونده، در واقع بيانگر مفهوم خدايان و استورههاي فرهنگهاي مختلف هستند كه هر ساله با زندگي و مرگشان به تناوب باعث شادي و غم مردمان ميشدند. اعتقاد به اين اينگونه خدايان بي ارتباط با جشن نوزايي طبيعت و همچنين اعتقاد به زندگي در دنياي زيرين و بازگشت پيروزمندانه و اميدواركننده آنان به دنياي زندگان نيست. خداي دوموزي(تموز)بابلي، سياوش ايراني، ازيريس مصري، ديونيزوس يوناني، آدونيس عبري، آتيس و حتي اگر كمي انعطاف به خرج دهيم مسيح، از اينگونه خدايان در فرهنگها و تمدنهاي بيشتر شناخته شده هستند. جشن ها و آيين هاي باروري: اگر بگوييم دغدغه اصلي انسان بدوي، همچون انسان امروزي، بقا و زنده ماندن است، حرفي به گزاف نگفتهايم. يكي از نمودهاي اين دغدغه، در توجه مردم باستان به اجراي مراسم و آيينهاي باروري براي رشد گياهان و باز زايش در طبيعت مشاهده ميشود. بيشتر جشنها، مصادف با كشت يا برداشت محصول انجام ميشده اند يا هنوز هم انجام ميشوند.گياهان و غلات خداياني داشتند كه حامي آنها بود يا حتي خودشان ايزدي مهم شمرده ميشدند. همچنين اجراي آيينهاي باروري، به برگزاري جشنهايي منجر شده كه در بسياري از نقاط دنيا نمودي بارز دارند. آميزش مقدس(هيروس گاموس)،زناشويي مقدس و وصلت خدايان از جمله اسامي هستند كه براي مراسم باروري در كتابهاي استورهاي از آنها ياد شده است. موضوع مهم اين است كه در بيشتر فرهنگ ها، اجراي اين مراسم و برگزاري اين جشنها، جنبه شهواني نداشته بلكه نوعي مراسم باروري به شمار ميآمده است. در واقع اين مراسم تداعي كننده اين موضوع هستند كه اگر آدمي به اجراي مراسمي بپردازد كه توجه آن بر زايش و توليد مثل باشد، طبيعت و مخصوصا گياهان هم تحت تاثير انسان، به امر توليد مثل و زايش و بارور شدن تمايل بيشتري نشان ميدهند. مراسم مربوط به خداي باخوس(باكوس) كه خرابههاي معبدش در بعلبك لبنان وجود دارد و هم چنين مراسم ارجي ،از اين جمله هستند. اگر هم در بعضي از فرهنگها و در بعضي از دورانها، اين مراسم، با مفهوم شهوتراني شكل گرفتهاند، شايد به اين خاطر باشد كه روزهايي از سال ( كه گاها مترادف با همين روزهاي پنجه هستند)، روزهاي آشوب و آشفتگي در جهان شمرده ميشدند و همزمان با آنها ،آدميان نيز به هرج و مرج تمايل نشان ميدادند.
نوروز و پنجك: آيين شاه كشي، اعتقاد به خداي شهيد شونده و اجراي مراسم باروري، همگي با هم فلسفه وجودي پنجه مقدس را شكل ميدهند. اسنادي وجود دارند و ثابت ميكنند كه مراسم مير نوروزي در ايران انجام ميشده و اين مراسم گاها مصادف با ايام نوروزي بودهاند. چنانكه در مصرعي از غزل حافظ آمده كه بيش از پنج روزي نيست حكم مير نوروزي از طرفي استوره خداي شهيد شونده در اعتقادات ايراني ها ديده ميشود. همانطور كه گفته شد، سياوش خداي شهيد شونده ايرانيان بوده و آيينهاي مربوط به او با اعتقاد به نوزايي طبيعت همراه است. نوزايي طبيعت هم چيزي است كه ما در فصل بهار و همزمان با نوروز انتظارش را داريم. از سوي ديگر اجراي مراسم باروري و تلقين به طبيعت براي آميزش و زايش، در سبزه سبز كردن در روزهاي پيش از نوروز و همزمان با آن در آيين هاي ايرانيان ديده ميشود. در استورههاي ايراني، مشي و مشيانه ـ آدم و حواي ايراني ـ از گياهي به نام ريواس به وجود آمده اند. بنابراين وجود خدا ـ گياهان كه گاهي سياوش هم يكي از آنها شمرده ميشود در اعتقادات ايران باستان ديده ميشود. گره زذن سبزه در روز سيزده بدر هم شايد نمادي از آميزش و پيوند مشي و مشيانه و به اميد باروري گياهان در افكار ايرانيان باشد. خلاصه سخن اينكه، از آنجا كه نوروز جشن باز زايي طبيعت است ، مرگ فرتوتها و كهنگيها، رستاخيز مردگان و اميد به باروري از عناصر اوليه اين جشن بزرگ محسوب ميشوند.
|
|
|
|
کليه حقوق اين سايت متعلق به شرکت مديريت سرمايه گذاري آرمان مي باشد. |
|
تلفن: 88325284-021، 88325285-021، 88821615-021و 88810770-021 . فکس: 88845621-021